چاپ خبر
انگلستان و اهداف او از منع تجارت برده در خلیج فارس - بخش اول

اهداف انگلستان از لغو تجارت برده در کرانه‌های خلیج فارس/ «برده» در فرهنگ غربی و فرهنگ ساحل نشینان خلیج فارس

منع تجارت برده طی قرن نوزدهم در خلیج فارس نیز از جمله راه کارهایی بود که از سوی استعمار انگلستان به سبب اهمیت آن در حفظ منافع این دولت در منطقه خلیج فارس صورت گرفت.

 

13940122000233_PhotoA

چکیده

خلیج فارس و مناطق حاشیه آن در طول تاریخ، از اهمیت قابل ذکری برخوردار بوده است. موقعیت راهبردی نظامی، سیاسی و تجاری این منطقه همواره مورد توجه قدرت های بزرگ جهانی بوده است. قدرت های بزرگ، به ویژه در عصر استعمار، همواره در صدد تثبیت جایگاه خود در این منطقه بوده اند و برای دست یابی به این مهم، از راه کارهای متفاوتی بهره می گرفتند. منع تجارت برده طی قرن نوزدهم در خلیج فارس نیز از جمله راه کارهایی بود که از سوی استعمار انگلستان به سبب اهمیت آن در حفظ منافع این دولت در منطقه خلیج فارس صورت گرفت و در نهایت، این دولت توانست با توسّل به اجرای این اصل به ظاهر انسانی و بشر دوستانه، تجارت دریایی خلیج فارس را تحت کنترل خود درآورد.

این نوشتار برآن است تا ضمن بررسی جایگاه غلامان در فرهنگ اسلامی – ایرانی منطقه ساحلی خلیج فارس، که بیشتر در اسناد و مدارک بر جای مانده از این دوره و در لابه لای منابع انگلیسی قرار دارد، به اهمیت این قشر جامعه بپردازد و با بررسی تفاوت های اساسی میان فرهنگ برده داری غرب و جایگاه والای غلامان در فرهنگ خلیج فارس، به این مسئله بپپردازد که انگلستان در پس نقشه «لغو تجارت برده در خلیج فارس» چه اهدافی را دنبال می کرد.

کلیدواژه ها: خلیج فارس، انگلستان، تجارت، برده.

مقدّمه

خلیج فارس از حیث موقعیت جغرافیایی، نظامی و ارتباطی از جایگاه خاصی در جهان برخوردار است، به گونه ای که از ادوار گذشته تا کنون، مورد توجه حاکمان و قدرت های گوناگون قرار داشته است. این منطقه، چه در دوران باستان و چه در روزگار اسلامی، نقش بی بدیلی در ارتباط شرق و غرب آسیا داشته است و همین مسئله سبب شده تا این منطقه همیشه کانون توجه و محل رقابت و نزاع قدرت های بزرگ باشد.

از همان آغاز شکل گیری پدیده استعمار در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی، توجه دولت های مشهور استعماری متوجه این منطقه راهبردی شد. شاید بتوان گفت: رزمایش جدّی قدرت های استعماری در منطقه خلیج فارس با حضور پرتغالی ها از سده شانزدهم آغاز می شود. پرتغالی ها تا اواسط حکومت صفویه، همچنان قدرت برتر منطقه خلیج فارس بودند. افول قدرت سیاسی پرتغالی ها در سده هفدهم با ورود انگلیسی ها همراه بود.

 کشتی های تجاری «کمپانی هند شرقی» انگلیس در اواسط عصر صفویه در خلیج فارس لنگر انداخت. از این زمان به بعد، استعمار انگلستان در خلیج فارس به یکی از قدرت های بلامنازع تبدیل شد. حضور انگلستان پس از تسخیر و استعمار هندوستان اهمیت بیشتری پیدا کرد. گرچه قدرت انگلستان گاهی دچارنوسان می شد، اما در مجموع، نبض این منطقه را در دست داشت و برای تثبیت حاکمیت خود در منطقه، به راه کارهای متفاوتی دست می یازید. از جمله این راه کارها به منظور حفظ منافع و تسلط بر تجارت دریایی منطقه خلیج فارس، لغو فرمان به ظاهر بشردوستانه «منع تجارت برده» بود که در پس پرده، هدفی جز حفظ منافع استعماری خود نداشت.

«برده» در فرهنگ غربی و فرهنگ ساحل نشینان خلیج فارس

در فرهنگ های ایرانی، واژه «برده» بیش از همه، به معنای «اسیر» و «اسیر جنگی» آمده است. اما این برداشت و تعبیر از مفهوم این واژه با تعبیر و برداشت غربی ها از «برده» منطبق است. سیری در تاریخ برده داری و ریشه یابی مفهوم آن حاکی از این است که این تعبیر (اسیر)، که منطبق با برداشت غربی هاست، به تدریج، طی قرون اخیر، وارد ایران و منطقه خلیج فارس شده است و می توان گفت: در عصر حاضر، برداشت همه جوامع از مفهوم آن یکسان است.۱ برداشت جوامع شرقی از برده تا پیش از قرن بیستم، متفاوت با برداشت غرب بود.۲ اما تسلّط غرب بر جهان کنونی، موجب تغییر این دیدگاه و مفهوم شده است. گرچه اروپایی ها نیز به نوبه خود، وامدار فرهنگ یونانی هستند.

یونانی ها اصولاً فلسفه وجود بربرها را انتفاع شهروندان یونانی می دانستند. در این جامعه و بر مبنای این طرز تفکر، طیف بردگان بی فرهنگ و وحشی بودند و تنها برای بیگاری ساخته شده اند. آنان از حقوق اجتماعی محروم بودند و موجب کاهش ارزش آنان در نزد دیگر شهروندان می شد.۳ جنگ مهم ترین منبع کسب برده بود۴ و یورش به سرزمین های بربرنشین سود سرشاری را نصیب تاجران می کرد.۵ «ارتش جاودان» اسپارت برای جلوگیری از تمرّد بردگان و نیرومندی اسپارت ایجاد شد.۶ در یونان، اگر برده ای آزاد می شد باز هم از حقوق اجتماعی محروم بود.۷ برخی از یونانیان همچون سولون با انتظام امور، یک سلسله قوانین جدید در رابطه با بردگان ایجاد نمودند، اما این کار نتیجه ای نداشت.۸

اما در ایران و بین النهرین، وضع به گونه ای دیگر بود. اوستا به عنوان یکی از کهن ترین متون دینی، در جای جای «گاتاها»، که مجموعه گفته ها و نصایح زردشت است و ظاهراً فرهنگ مشرق زمین را نشان می دهد، خواهان یگانگی بین تمام افراد بشر است. با وجود این، برخی از نویسندگان غربی در تشریح نظام اجتماعی ایران باستان، نظام برده داری موجود در غرب را بر شرق نیز انطباق می دهند؛ چراکه اصولاً آنان مطابق برداشتی که از مفهوم غربی برده داری دارند، به تبیین نظام اجتماعی شرق می پردازند.

نویسندگانی همچون کریستن سن، که اطلاعات خود را از برخی وقایع نگاران رومی اقتباس نموده، از وجود طبقه بردگان در جامعه ایرانی یاد کرده اند.۹ مورخان معاصر شرقی نیز با تأیید گفته های آنان، به خود زحمت بررسی بیشتر نمی دهند. و نظریات آنها را به صورت تمام و کمال می پذیرند. برخی از تألیفات ساسانی، که از روی کتب اوستا و زند نوشته شده، حاوی مطالب فراوانی درباره نظام و روابط اجتماعی عصر ساسانی است. مهم ترین آنها دینکرد است. در این کتاب، مطالب فراوانی درباره حقوق افراد وگروه ها در جامعه ذکر شده که جزئی ترین موارد را نیز شامل می شود.۱۰ زرتشت در «گاتاها»، اندیشه و خرد را معیار تشخّص قرار می دهد.۱۱

و آن را عامل یگانگی بین تمام افراد بشر می داند: «خوشبختی پی کسی است که پی خوشبختی دیگران باشد.»۱۲ «هر کدام از شما بکوشید در راستی، از دیگران پیش تر باشید.»۱۳ «پیروان راستی اگر نادر هم باشند گرامی اند.»۱۴ بدین روی، زرتشت آراسته شدن انسان به راستی (اشکا) و نیک اندیشی (وهومن) را رمز رسیدن انسان به کمال و آرمان واقعی انسانی می داند. در فرهنگ مردم ایران، از اعصار قدیم تا کنون، هیچ کس همچون غرب، برده زاده یا شاه زاده مطلق نبوده است و از این رو، احتمال داشت یک غلام به منصب مهمی دست پیدا کند.۱۵

برده داری در اسلام

در عربستان، مدت ها پیش از ظهور اسلام، برده داری امری کاملاً رایج بود. نظام برده داری از ارکان اجتماعی قبایل عرب به شمار می آمد و بردگی از عوامل مهم تقسیم طبقاتی بود. عواملی، همچون اسارت در جنگ ها و غارت ها، فقر و نداری، بده کاری، آدم ربایی و تجارت از اسباب عمده بردگی در جاهلیت بود و اساساً هر کس به هر طریقی که بر دیگری تسلط و غلبه می یافت او را به بردگی می کشاند. در جامعه جاهلی، بردگان پست ترین و پایین ترین طبقه اجتماعی عرب را تشکیل می دادند. آنها در ردیف حیوانات به شمار می آمدند و از همه حقوق انسانی و مزایای اجتماعی محروم بودند.

بنایراین، اسلام در محیطی ظهور کرد که برده داری در آن سابقه طولانی داشت. اما این دین نوپا برای مبارزه دفعی و یکباره با برده داری با موانع و مشکلات جدّی روبه رو بود. از جمله این موانع، می توان به موارد ذیل اشاره کرد: اسلام نمی توانست از همان بدو شکل گیری، با برخی انحرافات، از جمله برده داری به گونه ای ضربتی و قاطعانه برخورد کند. در واقع، ریشه کن کردن برخی معضلات اجتماعی، همچون برده داری نیاز به فرایندی حساب شده و عزم و اراده بزرگی داشت و برای دین نوین و دولت نوپای اسلام بسیار دشوار بود که با این انحراف بزرگ و متداول مقابله کند.

 از این گذشته، اگر اسلام به یکباره فرمان آزادی عمومی بردگان را صادر می کرد امکان داشت بیشتر بردگان، که نیمی از جامعه را تشکیل می دادند تلف شوند و از بین بروند؛ چون نه کسب و کار مستقلی داشتند و نه خانه و وسیله ای برای ادامه زندگی. ممکن بود بر اثر نداشتن تجربه کافی و کاردانی و لیاقت، قادر به تشکیل زندگی مستقل و اداره آن نباشند و این امر سبب نابودی آنها شود. دست کم اثر سوء آزاد کردن این جمعیت انبوه، مختل کردن امنیت جامعه بود. با توجه به سابقه بدرفتاری اربابان با بردگان، امکان انتقام جویی از سوی بردگان آزاد شده، متصور بود.۱۶

بررسی دقیق ابعاد این مسئله نشان می دهد که برخورد ضربتی و یکباره با مسائلی مانند برده داری، امری غیر عقلانی، بلکه غیر ممکن بود. به همین دلیل، اسلام در برخورد با این مسئله، به اصلاح تدریجی پرداخت. از سوی دیگر، بردگان دیر زمانی تحت بندگی زیسته بودند و به دلیل نوع زندگی تکراری که داشتند، فاقد تجربه و استعداد بودند. نیز با این اقدام مسلمانان، آنان از نیروی اقتصادی و نظامی عظیمی محروم می شدند و این ضربه ای مهلک بر پیکره اقتصادی آنان بود.

پیامبراکرم(ص) از همان آغاز رسالت خویش، برای مقابله با برده داری و موانع فراروی آن، تدابیری اندیشیدند. ایشان از دو بُعد، مبارزه با برده داری را دنبال کردند: نخست از بُعد فکری و فرهنگی که پیش زمینه اقدامات بعدی ایشان بود. دوم اقدامات عملی در زمینه ریشه کن کردن تدریجی نظام برده داری.

در بُعد فکری و فرهنگی، اسلام با دعوت انسان ها به بندگی خدا و خروج از رقّیت دیگران، مبارزه با ظلم و بی عدالتی و تبعیض، ایجاد روح مساوات و برابری در انسان ها، مبارزه با اشرافی گری و تن پروری و رفاه طلبی، و دفاع از محرومان و مظلومان، مبارزه با استثمار انسان ها و رعایت عزّت و کرامت انسانی به صورت علنی، به مبارزه با برده داری پرداخت و مخالفت خود را با برده داری آشکار ساخت. از بُعد عملی نیز پیامبراکرم(ص) مسئله را به دو بخش بردگان موجود در جامعه و بردگانی که ممکن است به جامعه افزوده شوند، تقسیم کردند. معلوم است که مسئله ضروری و مهم در این میان، مانع تراشی در مسیر شکل گیری و توسعه این پدیده، یعنی راه ورود افراد جدید به حوزه بردگی است که اسلام با ترفندی خاص این مسیر را محدود ساخت.

اسباب و علل بردگی در عصر جاهلیت عبارت بود از: اسارت در جنگ ها و غارت های قبیله ای، بدهکار شدن، فقر و نداری، تجارت، قاچاق، دزدیدن انسان ها و مانند آن؛ اسلام همه این راه ها و سرچشمه های بردگی را مسدود نمود و با آن مبارزه کرد. بنا بر قانون اسلام، هیچ انسان آزادی به دلیل فقر، بده کاری، ربوده شدن، اسارت در جنگ ها و غارت های قبیله ای و مانند آن به بردگی در نمی آید.۱۷ پیامبر از همان آغاز رسالت، مبارزه با بردگی را در کانون توجه خود قرار دادند و طرح عملی برای آزادی بردگان را با حکمت ومصلحت دنبال کردند.

در حقیقت، آنچه کارنامه اسلام را در برخورد با مسئله بردگی و رفتار با بردگان، درخشان جلوه داده و دین اسلام را از سایر ادیان و مذاهب جهان ممتاز ساخته، طرح فراگیرِ آزادسازی بردگان است که تحت عنوان «عِتْق» و یکی از فروع فقهی اسلام مطرح شده است. «عِتْق» از پرفضیلت ترین عبادات و با ارزش ترین اعمال صالح در اسلام به شمار می آید، تا آنجا که یکی از چند معیار سنجش اعمال نیک است؛ همچون شهادت در راه خدا. در قرآن، در همان آیات نخستین، توصیه جدّی به آزادسازی بردگان شده و راه نجات از آتش جهنم و عذاب دوزخ آزاد کردن بردگان معرفی شده است.۱۸

قرآن، که در آیات گوناگون به تشریح بسیاری از جنبه های فردی و اجتماعی انسان و ارزش نوع بشر پرداخته،۱۹ پس از سرزنش انسان به خاطر ناتوانی از درک راه های سعادت، یکی از آنها را آزاد کردن بندگان می داند: «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ * وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ * فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَه * وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَه * فَکُّ رَقَبَه»(بلد: ۸ ـ ۱۳).۲۰ بلال حبشی از جمله آزاد شدگان به سبب نزول این آیه است. این سنّت نبوی در دوران خلفای راشدین نیز ادامه یافت و به شیوه ای اسلامی تبدیل شد و در کنار فرهنگ غنی شرقی توسعه یافت.۲۱

علاوه بر آن، اسلام از بُعد تربیتی نیز توجه ویژه ای به بردگان داشت. در دوران تربیت اسلامی، که بردگان مسیر خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوی آزادی می پیمایند، اسلام برای احیای حقوق آنها اقدامات وسیعی کرده و شخصیت انسانی آنان را احیا نموده و به بردگان کرامت و عزّت انسانی بخشیده است، تا آنجا که از نظر شخصیت انسانی، هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی گذارد و معیار ارزش را فقط «تقوا» قرار می دهد. بر این اساس، به بردگان اجازه می دهد همه گونه پست های مهم اجتماعی را عهده دار شوند.

بهترین مثال برای تشریح وضعیت غلامان در دوران اسلامی، این است که بسیاری از غلامان در دستگاه خلافت به مقام های بالای نظامی و اداری رسیدند و بالاتر از آن، اینکه برخی دیگر، که در حکومت های مستقل و نیمه مستقل اسلامی رشد کردند ـ همچون مؤسس سلسله غزنویان ـ خواستگاه غلامی داشتند. با این توضیح، به موضوع تجارت برده در خلیج فارس می پردازیم:

وضعیت غلامان در منطقه خلیج فارس

همان گونه که بیان شد، غلامان در جهان اسلام و به تبع آن ایران، در مقایسه با غرب، از جایگاهی نسبتاً بهتر برخوردار بودند. ساکنان خلیج فارس نیز همچون سایر مناطق جهان اسلام، به بردگان به عنوان اسیر و بنده نگاه نمی کردند و پیرو همین نگاه نسبت به تجارت برده نیز احساس گناه نمی کردند و برایند این نوع نگاه، اقدام انگلستان در تحریم تجارت برده را نوعی تحمیل و مداخله در امور داخلی خود می دانستند. طرز نگاه ساکنان خلیج فارس نسبت به بردگان و تجارت برده به خوبی در گزارش های مسافران اروپایی، که همزمان با تلاش انگلستان در لغو برده داری در خلیج فارس به این منطقه آمده اند، انعکاس داده شده است. این مسافران در توصیف شرایط زندگی بردگان این منطقه، با تعجب به بحث درباره مناسب بودن موقعیت آنان پرداخته اند.۲۲

سر جان ملکم در کتاب خود، با اینکه اعراب را افرادی حیوان صفت خطاب می کند، «اخلاق که به هیچ وجه در آنان وجود ندارد و سنت های آنان بسیار حیوان صفتانه است.»۲۳ می پذیرد که نوع برده داری غربی در خلیج فارس دیده نمی شود و فرهنگ خلیج فارس بیش از غرب، با معیارهای انسانی برابری دارد. او ادامه می دهد که در این نواحی، هرگز مثل غرب، با جمعیت های به زنجیر کشیده شده مواجه نگردیده است. رفتار صاحبان بردگان نسبت به مالکان غربی تفاوت فراوانی دارد و به ندرت، در کارهای سخت به کار گمارده می شوند.۲۴

جانسون، که در سال ۱۸۱۸ به این منطقه آمده است، چنین می گوید:

«برده در خانواده ایرانی، موقعیت یک فرزند را داراست و به همین خاطر، بردگان می توانند بخشی از دارایی های ارباب خود را، چه در زمان حیات و چه پس از مرگ او، مطالبه کنند. یک برده در صورتی که شایستگی خود را نشان دهد، به عنوان یک دستیار و معاون استخدام می شود و به این ترتیب، مدیریتِ بخش مهمی از املاک ارباب خود را بر عهده می گیرد.»۲۵

ژرنولد کمبل، دستیار نماینده سیاسی در بوشهر، در سال ۱۸۲۴م گزارش می دهد که از زمان خرید برده در مقصد نهایی، وضعیت جسمانی او رو به بهبود می رود و کسانی که بردگان را خریداری می کنند تغذیه مناسبی را برایشان فراهم می کنند. رفتار با آنها تقریباً مثل رفتار با افراد عادی است، یا مثل هم خانواده هایشان با آنان رفتار می شود. در مقابل، غلامان نیز به نحو احسن، از خود سخت کوشی نشان می دهند؛۲۶ مثل این است که آنان از شرایط زندگی شان راضی هستند.

کلی درباره زندگی غلامان در مسقط در سال ۱۸۴۴م می نویسد: به گفته یکی از کنسول های انگلیسی، غذاهای مناسبی به بردگان داده می شود، و بسیار کم پیش می آید که با آنان بدرفتاری شود و به هیچ وجه، به آنان تازیانه نمی زنند. او از قول ویلسون می گوید: با وجود اینکه برده ها با شرایط نکبت باری (در کشتی های اروپایی) حمل می شدند ‍، اما وقتی به بازار هدف می رسیدند وضع زندگی شان به مراتب، نسبت به وضع زندگی آنها در مبدأ (آفریقا و مانند آن) بهتر می شد. در عربستان، اگر زندگی آنان به سختی می گذشت، از زندگی اعراب بومی سخت تر نبود. به احتمال زیاد، می توان گفت: وضع زندگی آنان نسبت به زندگی هم قبیله هایشان در آفریقا بهتر می شد. آنان تحقیر نمی شدند؛ چراکه معمولاً مالکانشان به آنها اعتماد داشتند و اگر با میل و آگاهی کامل مسلمان می شدند، مستحق آزادی۲۷ دوباره بودند.۲۸

کلی اشاره می کند که اگرچه آنان در مزارع، خانه ها و کشتی ها به کارگری می پردازند، اما گاهی اوقات به مشاغل عالی می رسند و به ثروت های کلان دست می یابند و یا در برخی مناطق، مثل عراق، زمام امور حکومت را در دست می گیرند.۲۹

برترام توماس، که با عمان و حضرموت آشنایی کامل داشت، این نکته را متذکر می شود که سلوک اعراب با غلامانشان به گونه ای است که به هیچ وجه، ننگ و عاری که در نقاط دیگر وجود داشت، در آنها مشاهده نمی شد.۳۰ در شرق، با وجود اینکه وضعیت آنها بسیار مطلوب است و حتی به دلیل کار در خانه ثروتمندان وضعیتی بهتر از مردم عادی داشتند، باز هم کتب دینی به لزوم آزادی آنان به پیروان خود هشدار می دهند.۳۱ این در حالی است که در غرب، برده جزئی از سرمایه بود و تجارت برده نیز در جهت رشد نظام سرمایه داری صورت می گرفت.۳۲

نحوه حمل بردگان در کشتی های اروپایی بسیار وحشیانه بود. طبق گزارش های مأموران انگلیسی، نیمی از بردگانی که (توسط کشتی های اروپایی) حمل می شدند در نیمه راه، به دلیل شرایط سخت می مردند.۳۳ بنابراین، یکی از اهداف خریداران برده، بخصوص در سواحل ایران، این بود که با اقدام به خرید غلام، او را از وضع فلاکت بار نجات دهند. مهم تر اینکه ایرانی ها طبق سنّت های دیرین خود، بردگان را می خریدند و در دم، آنها را آزاد می کردند. برخی پس از انجام سفرهای زیارتی به این کار اقدام می نمودند. یکی دلایل این امر آن است که هیچ کس حاضر نبود پس از خرید برده، او را به عنوان یک کالا، در معرض فروش دوباره قرار دهد.۳۴

پس از آنکه انگلستان مقررات منع تجارت برده را به مرحله اجرا درآورد گزارش هایی از عدم رغبت غلامان به بازگشت به سرزمین مادری خود، به هند ارسال شد. در این موارد، آنان اعلام می کردند که از شرایط بسیار مناسبی برخوردارند و هرگز نمی خواهند از ارباب خود جدا شوند.۳۵ در اینجا، آزادی برده به معنای رها کردن او بود؛ مثل اینکه پدری فرزند خود را طرد نماید. مواردی از تنبیه غلامان به صورت آزادسازی آنان، در منابع ذکر شده است.

چگونگی ورود غلامان به خلیج فارس

بیشتر بردگان را از آفریقا و بخصوص زنگبار۳۶ یا حبشه به خلیج فارس می آوردند. از تعداد بردگانی که از این طریق وارد خلیج فارس می شد، اطلاع دقیقی در دست نیست. منابع انگلیسی تعداد آنان را در نیمه اول قرن ۱۹م قریب بیست هزار نفر می دانند. در سال ۱۸۱۱م/۱۲۲۷ق کاپیتان توماس اسمی،۳۷ که برای بررسی سواحل آفریقا به این مناطق رفته بود، گزارش داد: صادرات سالانه برده به هند و خلیج فارس ده هزار نفر است. البته خود بر حدسی بودن این ارقام تأکید کرده است. همو در سال ۱۸۴۴م گزارش داد که نیمی از جمعیت زنگبار را بردگان تشکیل می دهند.

منابع انگلیسی در سال ۱۸۴۲م تعداد بردگان وارد شده به سواحل ایران را ۱۸۰۰ تن نوشته اند. در همین سال، ۳۰۰ برده به بوشهر وارد شد که بیشتر آنها به عثمانی انتقال داده شدند.۳۸ در سال ۱۸۴۷م از مجموع ۱۱۵۰ برده وارد شده به بوشهر،۱۱۰۰ نفر آفریقایی و بقیه حبشی بودند.۳۹ هر برده ارزش خاص خود را داشت.۴۰

کلی اشاره می کند که سید سعید، متحد انگلستان و امام مسقط، بزرگ ترین نظام تجارت برده را در مشرق زمین ایجاد کرده بود.۴۱ البته اغراق گویی های او را نیز نباید از یاد برد. او در ادامه می افزاید: از اواخر قرن ۱۷، که عمان بر زنگبار تسلط یافت،۴۲ این محل به مرکز اصلی تجارت برده در سرتاسر منطقه خلیج فارس تبدیل شد. تجار اروپایی و مسقطی برده ها را از طریق تنگه هرمز به بنادر گوناگون می آوردند و از این طریق، آنان را به ایران و عراق می فرستادند. بحرین، کویت، رأس الخیمه و شارجه نیز به عنوان واسطه گران، بخشی از این تجارت را در دست داشتند.۴۳ برده هایی که به مقصد ایران فرستاده می شدند، عمدتاً در بوشهر پیاده می شدند و یا گاهی در بندر لنگه در اختیار تجّار ایرانی، هندی و عرب قرار می گرفتند. فصل برداشت خرما مهم ترین فصل خرید و فروش بردگان بود.

 مشاغل غلامان درخلیج فارس عبارت بود از: خدمات نظامی و اداری که در مراکز مهم ساحلی همچون بوشهر، بندرعباس، بصره، ریگ، لنگه، دبی، ابوظبی، شارجه، کویت، رأس الخیمه و بحرین به فعالیت می پرداختند. آنان علاوه بر زراعت، امور شهری، خانه داری، حفر آب راه و قنوات در کرمان، فارس و عمان، به صید مروارید و ماهی گیری نیز مشغول به کار می شدند و در صورت داشتن سواد و حرفه، در پست های مهم اداری یا منشی گری، گمرک و دیگر کارهای تجاری منصوب می شدند.۴۴

به دلیل وزش بادهای موسمی، تجارت برده تنها طی ماه های مِی تا سپتامبر صورت می گرفت.۴۵ واردات غلام و برده به ایران بین قرون ۱۲ق ـ۱۳ق/ ۱۸م ـ۱۹م افزایش یافت. دلیل این افزایش ورود برده به ایران را باید در افزایش نیاز داخلی به نیروی نظامی۴۶ وگسترش تجارت بین الملل دانست. این نیاز به وارد کردن غلامان به ایران از مسیر خلیج فارس، با سلطه انگلستان بر تجارت اقیانوس هند و منطقه خلیج فارس همزمان شد. در این دوره، قسمت اعظم تجارت منطقه در دست انگلستان بود و نظارت بر این تجارت نیز به طور صد در صد، از سوی ناوگان دریایی انگلستان صورت می گرفت.

بنابراین، جایی برای شک در اذهان باقی نمی ماند که کشتی های انگلیسی با توجه به تسلط انگلستان بر تجارت منطقه خود، از مهم ترین عوامل خرید و فروش برده بودند؛ درست مثل تجارت اسلحه که انگلیسی ها بازار تجارت اسلحه، را در دست خود گرفته بودند و همزمان با شعار مبارزه با قاچاق اسلحه، تجارت فرانسوی ها را به نابودی کشاندند. برخلاف نظر ویلسون، که مدعی است «کمپانی هند شرقی» از همان بدو تأسیس، تلاش خود را برای الغای تجارت برده آغاز کرده و این امر یکی از سه اقدام مهم «کمپانی هند شرقی» انگلیس در بدو تأسیس بوده، اما این کمپانی در قرن ۱۸م از مهم ترین عاملان تجارت برده در خلیج فارس بود. این موضوع از همان آغاز تأسیس کمپانی مزبور، کاملاً مشهود است.۴۷

در فرمان کریم خان مبنی برتأسیس این کمپانی در بوشهر، درباره بردگان این شرکت نیز دستورالعمل هایی صادر شده است و در ۱۷۷۷م/۱۱۰۱ق، این کمپانی برای شکست محاصره بصره از سوی کریم خان، ۶۰۰ برده را از ماداگاسکار با ۸ کشتی به آنجا فرستاد.۴۸ آن گونه که از وقایع مندرج در آثار مایلز، لوریمر، کلی، بالگریو، سالدانها و بسیاری دیگر از انگلیسی ها مشخص می شود، از این زمان به بعد، در لشکرکشی های مهم انگلستان به خلیج فارس، همواره سیاهان از عناصر مهم تشکیل دهنده نیروهای انگلیسی بودند.۴۹

بنابر اسناد موجود، غیر از برخی سوداگران عرب، که با استفاده از اختلافات قبیله ای موجود در آفریقا به خریداری بردگان از این منطقه اقدام می نمودند، کشتی های تجاری اروپا و بخصوص انگلستان، فرانسه۵۰ و هلند نقش مهمی در این تجارت پر سود داشتند.

اهداف انگلستان از لغو تجارت برده۵۱

پس از دفع خطر ناپلئون بناپارت، که دولت انگلستان را به شدت تهدید می کرد، انگلستان فرصت مناسبی برای توسعه، تثبیت اقتدار و تقویت مستعمرات عظیم خود به دست آورد.۵۲ انگلستان پس از معاهده ای که در سال ۱۷۱۳م/۱۱۲۶ ق، با اسپانیا منعقد کرد، انحصار تجارت برده از آفریقا به آمریکا را در دست گرفت و شهر لیورپول در سواحل انگلستان تا ۱۷۹۲م/۱۲۰۴ق، بیش از ۱۳۰ کشتی مخصوص تجارت برده به آمریکا داشت و تا ۱۸۱۱م/۱۲۲۷ق و حتی پس از آن، سالانه ده ها هزار آفریقایی را به آمریکا می فرستاد.۵۳ در اواخر قرن ۱۸م در اروپا، جنبشی بر ضد نظام برده داری ایجاد شد و اعلامیه «حقوق بشر»، که از طرف انقلابیان فرانسه منتشر گردیده بود، برده فروشی را منع می کرد.۵۴

 این وقایع ـ یعنی منع برده داری و برده فروشی ـ با قطع نفوذ انگلستان در آمریکا و استقلال یازده ایالت آمریکایی از انگلستان همزمان بود. از این رو، لازم بود انقلابیان آمریکا و حامیان آنها ـ یعنی پادشاه فرانسه ـ به شیوه های گوناگون تحت فشار قرار گیرند. یکی از این راه های فشار، جلوگیری از ورود برده به خاک آمریکا از طریق فرانسونی ها بود. بنادر انگلستان تا آن زمان، مرکز تأمین نیروی کار آمریکا یعنی بردگان بود. به همین دلیل، از سال ۱۷۷۲م/۱۱۸۶ق، دولت انگلستان قانونی وضع کرد که طبق آن، هیچ کس حق ورود برده به جزایر تحت سلطه این کشور را نداشت.۵۵ اما مقررات خاصی برای این ممنوعیت، در مسیر خشکی تعیین نشد و انگلستان تنها منع آن را در دریا دنبال کرد تا از انتقال برده به آمریکا از سوی فرانسویان جلوگیری کند.۵۶ طبق قانون۱۸۰۷م/۱۲۲۲ق در انگلستان هر ناخدایی که حین تجارت یا حمل برده دستگیر می شد می بایست یکصد پوند بپردازد.۵۷

همزمان با اقدامات انگلستان در اقیانوس اطلس، اقیانوس هند نیز صحنه رقابت های فرانسه و انگلیس بود.۵۸ اهمیت منع تجارت برده توسط انگلیس ها در جهت همین رقابت بود، گرچه رقابت این دو کشور در اقیانوس هند ریشه در دوران قبل، بخصوص عصر ناپلئون، داشت و سیاست مداران انگلیسی حاضر در شرق همچون سرجان ملکم بر تلاش های خود برای نفوذ هرچه بیشتر در سواحل اقیانوس هند و خلیج فارس افزودند.۵۹ به دلیل آنکه هدف فرانسه تغییر مسیر تجاری اروپا به شرق، یعنی از «امید نیک» به «تنگه سوئز» بود، مناطق شرقی آفریقا و سواحل شبه جزیره عربستان کانون اصلی این رقابت ها بود.۶۰ بنابراین، از ۱۷۹۸م/۱۲۱۰ق، انگلستان طرح تسلط بر موگادیشو تا باب المندب را به اجرا گذاشت.۶۱ در ادامه رقابت های شدید این کشور با فرانسه، ابتدا «مکا»۶۲ و سپس «سوقوطرا»۶۳ و دیگر مناطق حسّاس و سوق الجیشی سواحل آفریقا به دست مقامات انگلیسی فتح شد.۶۴

در سال ۱۸۳۹م/۱۲۵۴ق، عدن نیز به بهانه های گوناگون، تحت تسلط انگلستان قرار گرفت.۶۵ در نتیجه، ملاحظه می شود که سواحل آفریقا، که از مهم ترین مراکز تجارت اعراب و همچنین فرانسوی ها، بود به دقت مورد توجه انگلستان قرار گرفت و مقامات این کشور با هدف ممانعت از ایجاد ارتباط میان فرانسه و قبایل و شیوخ شبه جزیره عربستان و همچنین اقوام سواحل اقیانوس هند با فرانسوی ها و دیگر رقبای این کشور تلاش گسترده ای برای تحت کنترل در آوردن روابط تجاری این سواحل صورت دادند و چون برده یکی از مهم ترین اقلام تجاری این سواحل به شمار می آمد و به دلایل انسانی قابل لغو بود، به عنوان وسیله ای مناسب در کنترل روابط تجاری و سیاسی این سواحل مورد استفاده قرار گرفت.۶۶

بنابراین، جنبش دروغین مبارزه با تجارت برده دستاویز خوبی برای پیشرفت مقاصد انگلیس در آسیا بود؛ چراکه نتیجه آن بسط نفوذ سیاسی، تحکیم سیادت دریایی، قبضه بازرگانی بین المللی و تصرف و تسلط بر جزایر و بنادر و تکیه گاه های نظامی کشورهای آسیا و آفریقا بود.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ برای بررسی معانی و مفاهیم واژه برده در فرهنگ‌های مختلف و معادل‌های آن ر.ک: علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، ج۱، ص ۴۳؛ محمد معین، فرهنگ معین، ج ۶، ص ۲۵۳؛ محمد علی داعی الاسلام، فرهنگ نظام، ج۱، ص۶۵۰؛ نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ج۲، ص ۱۵۰-۱۵۷٫

۲٫ ر.ک: استیس والتر ترنر، دین و نگرش نوین، ترجمه احمدرضا جلیلى، ص۳۹۸ به بعد؛ جرمى ریفکین ترهوارد، جهان در سراشیبى سقوط، ترجمه دکتر محمود بهزاد، ص۳۰ به بعد؛ ارنست کاسیرر، فلسفه‌ و فرهنگ، ترجمه‌ بزرگ‌ نادرزاده، ص‌ ۳۹۷ به بعد؛ دیوید هاملین، تاریخ‌ معرفت‌شناسی، ترجمه‌ شاپور اعتماد، ص‌ ۴۳٫

۳٫ ر.ک: موریس لانژه، بردگی، ترجمه فریدون علمی، ص۳۱-۳۵٫

۴٫ برای بررسی نحوه به دست ‌آمدن غلامان و نحوه آزادسازی آنها، ر.ک: محمد: ۵؛ ویل دورانت، تاریخ فلسفه، ص۳۰۸٫

۵٫ ویل دورانت، همان، ص۳۰۷-۳۱۰٫

۶٫ چارلز رابینسون، تاریخ باستان، ج۱، ترجمه آذرنگ، ص۱۷۱٫

۷٫ ویل دورانت، همان، ص۳۰۷-۳۱۰٫

۸٫ برای بررسی قوانین سولون در زمینه بردگان ر.ک: هنری لوکاس، تاریخ تمدن، ج۱، ص۱۸۰؛ افلاطون، کتاب جمهور، ترجمه فؤاد روحانی، ص۴۹۰٫

۹٫ ر.ک: آرتور کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، ص۲۲۸-۲۶۲٫

۱۰٫ ر.ک: گاتاها، یسنای ۳۱، بند ۳، یسنای ۲۹، بند ۳ و یسنای ۴۳، بند ۱ و یسنای ۵۲، بند ۵٫

۱۱ گاتاها، یسنای ۳۱، بند ۳٫

۱۲ یسنای ۴۳، بند ۱٫

۱۳ یسنای ۵۲، بند ۵٫

۱۴ یسنای ۴۷،بند ۴٫

۱۵٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p. 123-145.

۱۶٫ عبدالرضا عرب ابوزیدآبادى، «بردگان از جاهلیت تا اسلام»، تاریخ در آینه پژوهش، ش۱۳، ص ۱۲۶-۱۲۸٫

۱۷٫ همان، ص ۱۲۸-۱۳۳٫

۱۸٫ بلد: ۱۱-۱۳٫

۱۹٫ ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایى، المیزان، ترجمه محمد باقر موسوى، ج ۱۵، ص ۲۶- ۲۵؛ محمدتقى مصباح، معارف قرآن (خداشناسى، کیهان شناسى، انسان شناسى)، ص ۳۵۹- ۳۴۹؛ محمود رجبى، انسان شناسى، ص ۱۰۵- ۹۶؛ عبدالواحد تمیمی‌آمدی، غرر الحکم و دررالکلم، شرح و تحقیق جمال‌الدین محمد خوانسارى، ج ۴، ص ۵۷۵٫

۲۰٫ جرجی زیدان، تاریخ اسلام، ص۲۸-۲۹٫

۲۱٫ بلاذری، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، ص ۴۹۸-۵۴۵٫

۲۲٫ برای مثال ر.ک:

J.Malcolm, History of Persia, vol2 , p428-431; Wills, In the Land of the Lion and the Sun, p328-325.

۲۳٫ راجع به اقدامات سرجان ملکم در منطقه ر.ک:

Jhon Wiliam Kaye, The Life and Correspoudence, p. 9.

۲۴٫ Ibid, p10-11.

۲۵٫ J.Johnson, A Jurney From India to England, p12.

۲۶٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p512.

۲۷٫ نویسندگان غربی مطابق فرهنگ اروپایی آزادی برده را پایان زندگی مشقت بار او می دانند؛ در حالی‌که در خلیج فارس غلامان به دلیل برخورداری از امکانات زندگی حاضر به کسب آزادی نبودند. [نگارنده]

۲۸٫ Arnold Wilson, persian Gulf, p214-215.

۲۹٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p512-513.

۳۰٫ Bertram Thomas, The Arabs, p147-149.

۳۱٫ B.Lewis, op.cit, p6.

۳۲٫ R.Segal, Islam Black Slaves, p4.

۳۳٫ برای مثال ر.ک: F.O,R, 246/153, no 28, 1852.

۳۴٫ Arnold Wilson, persian Gulf, p326-328.

۳۵٫ F.O,R, 248/157, no 29, 1853.

۳۶٫ محمد علی جناب، خلیج فارس، نفوذ بیگانگان، ص۲۴٫

۳۷٫ Thomas smee.

۳۸٫ چارلز عیسوی، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، ص۱۶۴-۱۷۰٫

۳۹٫ F.O 248/129,Telegram Fram Political Recident in the Persian gulf to the Secretary of the Government of India, Hennel to Wellesley, 31 may1848.

۴۰٫ ‍I.O, Reports, R/15/1/168, Jenkins to Jones, No 130, 5.11.1858.

۴۱٫ رودلف سعید رویت، سعیدبن سلطان، ص۱۵۰-۱۶۷٫

۴۲٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p413-417.

۴۳٫ جان پری، کریم خان زند، ص۱۵به بعد؛ و:

Vahid Noushiravani, The Beginning Of Commersialized Agricultiure in Iran in The Eslamic Middle East, p547-591; Wilson, op.cit, p412-420.

۴۴٫ عبدالامیر امین، منافع بریتانیا در خلیج فارس، ص۱۵۰-۱۵۲؛ نیز ر.ک:

Thomas M.Ricks, slaves and Slave Traders, p 64-65.

۴۵٫ Arnold Wilson, persian Gulf, p215.

۴۶٫ J.a Saldanha, Précise of nejd, Vol.VIII, p38.

۴۷٫ این در حالی است که ویلسون معتقد است کمپانی هند شرقی از بدو تاسیس به سه کار مهم دست زد: ۱٫ مبارزه با دزدان دریایی، ۲٫ جلوگیری از نا امنی، ۳٫ تلاش برای الغای تجارت برده. (Arnold Wilson, persian Gulf, p18 )؛

Iindia Office Factory Records, Letters, Vol XVI, 2 July 1783, India Office, Persian Gulf Territories, Bushire Letters, R/15,Vol 11,12, MAR 1766, p7-11.

۴۸٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p515.

۴۹٫ J.a Saldanha, Precise of The Persian gulf, Slave Trade in The Gulf, Vol III, p89-93; J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, 120-128,221-234,247-253; Atchinson, A Colletion of Treaties, Vol XXII, p37.

۵۰٫ Saldanha.J.a, op.cit, p38; mohammad Morcy Abdollah, The United Arab Emirates, p38-39.

۵۱٫ J.B Kelly, Great Britain and the Persian Gulf, p576-638.

۵۲٫ اسماعیل رائین، تاریخ دریانوردی ایرانیان، ج۲،ص۶۸۱٫

۵۳٫ جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان، ترجمه محمود تفضلی، ص۱۰۸٫

۵۴٫ Adam Hochs child, Bury the Chains: The British Struggle to Abolish Slavery, p25.

۵۵٫ Ibid, p36-38.

۵۶٫ جواهر لعل نهرو، همان، ص۲۱۹٫

۵۷٫ Arnold Wilson, persian Gulf, p213.

۵۸٫ محمد القاسمی، تقسیم الامپراطوریه العمانیه، ص۱۱-۲۵؛ جمال زکریا قاسم، موقف البریتانیا من نشاط الفرانسی، ص۲۳ـ۴۵؛ عبد العزیز عبدالغنی، علاقه الساحل العمان ببریطانیه، ص۱۶۶-۱۶۹٫

۵۹٫ راجع به سرجان ملکم و اقدامات او در عمان و ایران ر.ک:

Jhon Wiliam Kaye, the Life and correspondence of Major-general Sir Jhon Malkom, London, 1972.

۶۰٫ عبدالعزیزعبدالغنی، همان، ص۱۶۰-۱۶۵٫

۶۱٫ همان، ص۱۶۵-۱۷۶؛

Adam Hochs child,Bury the Chains: The British Struggle to Abolish Slavery, p56.

۶۲٫ Makka.

۶۳٫ محمد القاسمی، تقسیم الامپراطوریه العمانیه، ص۱۴۴-۱۵۰٫

۶۴٫ باتسی جمال الدین، الحمله الفرنسیه علی المصر، ص۲۶-۲۹٫

۶۵٫ همان، ص۳۰-۳۹ ،۲۱-۷۰، ۵۲-۷۹٫

۶۶٫ ر.ک:

Adam Hochs child, Bury the Chains: The British Struggle to Abolish Slavery, p45; Hounter Major and Scaly Captain, an Account of Arab Tribes In Victory of Eden, p9-55.

منابع

القاسمی، سلطان بن محمد، اسطوره القرصنه فی الخلیج الفارسی، لندن، دار الکرم هلیم، ۱۹۸۶م.

ـــــ ، تقسیم الامبراطوریه العمانیه، دبی، مؤسسه البیان للصحافه و الجماعه و النشر، ۱۹۸۹م.

باتسی، جمال الدین، الحمله الفرنسیه علی المصر، مذاکرات ضابط من جیش الحمله «هویه»، القاهره، دارالوثائق القومیه، ۲۰۰۵م.

بایگانی اسناد وزارت امورخارجه، مکاتبات بین سالهای ۱۲۲۲ق -۱۳۰۰ق.

بلاذری، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، بنیاد فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.

پاپکین، ریچارد و آوروم استرول، کلیات فلسفه، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، تهران، حکمت، ۱۳۷۴ش.

قاسم، جمال زکریا، موقف البریتانیا من نشاط الفرانسی فی الخلیج الفارسی، بغداد، بی نا، ۱۹۷۸م.

ـــــ ، دوله بوسعید فی شرق افریقا، القاهره، بی نا، ۱۹۶۷م.

عیسوی، چارلز، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران، نشر گستره، ۱۳۶۹م.

جناب، محمدعلی، خلیج فارس نفوذ بیگانگان و رویدادهای سیاسی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، بی تا.

جان، پری، کریم خان زند، ترجمه ساکی، تهران، نشرنو، ۱۳۶۸ش.

رائین، اسماعیل، تاریخ دریانوردی ایرانیان، تهران، بهار، ۱۳۵۶ش.

راسل، برتراند، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندری، بی جا، فرانکلین، ۱۳۵۳٫

طاهری، ابوالقاسم، تاریخ روابط بازرگانی ایران و انگلیس، تهران، انجمن آثار ملی، بی تا.

عبد العزیز، عبدالغنی، علاقه الساحل العمان ببریطانیه، بصره، بی نا، ۱۹۷۸م.

طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی، بی تا.

عرب ابوزیدآبادی، عبدالرضا، «بردگان از جاهلیت تا اسلام»، تاریخ در آینه پژوهش، ش ۱۳، زمستان ۱۳۸۶، ص ۱۰۹-۱۴۹٫

فروغی، محمدعلی، سیر حکمت در اروپا، تهران، زو ار، ۱۳۴۴ش.

کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.

کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.

گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، چ پنجم، تهران، نشر نی، ۱۳۷۸ش.

.لوکاس، هنری، تاریخ تمدن، از قدیمی ترین دوران تا سده ما، ترجمه عبدالحسین آذرپناه، تهران، کیهان، ۱۳۶۶ش.

مصباح، محمدتقی، معارف قرآن (خداشناسی، کیهان شناسی، انسان شناسی)، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۷ش.

رجبی، محمود، انسان شناسی، چ سوم، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، ۱۳۸۰ش.

طلوعی، محمود، نبرد قدرت ها در خلیج فارس، تهران، پیک ترجمه و نشر، ۱۳۶۶ش.

معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، بی نا، ۱۳۶۲ش.

لانژه، موریس، بردگی، ترجمه فریدون علمی، تهران، بی نا، ۱۳۴۳ش.

هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۵ش.

نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، بی نا، ۱۳۷۸ش.

وثوقی، محمد باقر، تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار، تهران، سمت، ۱۳۸۴ش.

دورانت، ویل، تاریخ فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران، بی تا.

صادق، نشأت، تاریخ سیاسی خلیج فارس، تهران، کانون کتاب، ۱۳۴۴ش.

هاملین، دیوید، تاریخ معرفت شناسی، ترجمه شاپوراعتماد، پژوهشگاه علوم انسانی، تهران، ۱۳۷۴ش.

Hochs child, Adam, Bury the Chains: The British Struggle to Abolish Slavery, London, 2005.

Alan L. Karras, Sojourners in the Sun: Scottish Migrants in Jamaica and the Chesapeake, Ithaca and London, Cornell University Press, 1992.

Atchinson,C,U.(comb), A Colletion of Treaties, engagement and sanads, Relating to india neiboring countries, Vol XXII, calcuta, 1909.

Jhon Wiliam Kaye, The Life and Correspoudence of Major-General Sir Jhon Malkom, London, 1972.

J G. Lorimmer, Gazetteer of the Persian gulf, Oman and central Arabia ,Vol 1, Part IA Historical, Calcutta, Republished by grey International West Mead , England, 1970.

Kelly, j.B, Great Britain and the Persian gulf, Oxford university press, 1968.

Madge Dresser, Slavery Obscured: The Social History of Slavery in an English Provincial Port, London, 2001.

Milse, Countries and Tribes of the Persian Gulf, London, frankcass and co. ITD. Second edition, 1966.

Saldanha. J.a, Precise of The Persian Gulf, Vol III, Slave Trade in The Gulf of Omman and The Persian Gulf, London, 1986.

R.Hey, The Persian Gulf States, Washington, 1959.

Selection from the records of the Bombay Government, New series (S.R.B.G).

Thomas, M. Ricks, Slaves and Slave Traders in the Persian Gulf 18th and 19th Centuries an Assessment, The Economics of The Indian Ocean Slave Trade in the Nintenth Century, Edited by Wiliam Gervase Clarence-Snith, London, N.J.,Frank Cass & Co, Ltd, 1989.

Wilson, Arnold, persian gulf, London, 1927.

Kenneth, Morgan, Slavery, Atlantic Trade and the British Economy, Cambridge, 2000.

J.R. Oldfield, Popular Politics and British Anti-Slavery: The mobilisation of Public Opinion against the slave trade, Manchester, 1995.

Prince, Mary, The History of Mary Prince, London, 2000.

Richardson, David, The British Empire and the Atlantic Slave Trade, In The Oxford History of the British Empire, vol 2, The Eighteenth Century, edited by P.J. Marshall, Oxford, 1998.

Hugh, Thomas, The Slave Trade: The History of the Atlantic Slave Trade, London, 1997.

Walvin, James, Questioning Slavery, London, 1996.

سلمان قاسمیان: دانشجوی دکتری تاریخ ایران دانشگاه اصفهان.

فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش شماره ۳۲- سال نهم، شماره اول.

ادامه دارد…

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*